تبليغاتX
تقدیم به محراب دلم وعبادتگاه جانم

تقدیم به محراب دلم وعبادتگاه جانم

اطلاعات وبلاگ تقدیم به محراب دلم وعبادتگاه جانم

خانه
آرشيو
مديرِيت وبلاگ
پست الكترونيك

آرشیو


اردیبهشت 1387

بهمن 1386

آبان 1386

خرداد 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

ستاره دنباله دار

انسان روح جن

آمار بازدیدکنندگان

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

جستجو



طراحی وبلاگ


گروه طراحی آرمان
ویرایش قالب : chakavak_r2009


قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

<-PostData->

عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني سست و بي پروا شدن

 عشق يعني ديدن بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني قطعه ي شعري نا تمام

عشق يعني بهترين حسن ختام

+ ¤ نوشته شده در ساعت 23:21 توسط فریماه

<-PostData->

اخرين لحظه ديدار
در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن

+ ¤ نوشته شده در ساعت 23:16 توسط فریماه

<-PostData->

 

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر من اینها هر دو با آئینه‌ی دل روبرو کردم فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

+ ¤ نوشته شده در ساعت 23:15 توسط فریماه

<-PostData->

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) را به تمام شما سروران

تسلیت عرض مینمایم

 

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب
خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد
هر که آمدپیش حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
نه شفیقی نه زفیقی نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند ازراه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست
آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنهکار سیه دل بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو
گفتنم عمر خودت کردی تباه
نامه ی اعمال تو گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم
اینک تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود
ناامید از هر کجا ودلفکار
می کشیدندم به خفت سوی نار
حق آغاز شد
ازجنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
نورپیشانیش فوق کهکشان
چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب آدم می زدود
گیسوانش شط پر جوش و خروش
در رکابش قدسیان حلقه به گوش
صورتش خورشید بود وغرق نور
جام چشمانش  پر از شرب طهور
لب که نه سر چشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات
خاک پایش حسرت عرش برین
طره یی ازگیسویش حبل المتین
بر سرش دستار سبزی بسته بود
به دلم مهرش عجب بنشسته بود
در قدوم آن نگار مه جبین
از جلال حضرت عشق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روزقیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است
اینکه می بینید در شور است و شین
ذکر لا لا ئیش بوده یا حسین
دیگران غرق خوشی و هلهله
دیدم او را غرق شور و هروله
با ادب در مجلس ما می نشست
او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک آل زهرا  بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
خویش را در سوزعشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد
اسم من راز و نیازش بوده است
خاک من مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود
بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذررقیه کرده است
تا که دنیا بوده از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده
اینکه در پیش شما گردیده بد
جسم و جانش بوی روضه می دهد
حرمت من را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است
او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی عدا شود
در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سر نوشت
میشود همسایه ی من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است
 
 
شاعر:امیر حسین میر حسینی
 
Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

+ ¤ نوشته شده در ساعت 9:50 توسط فریماه

<-PostData->

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

+ ¤ نوشته شده در ساعت 10:30 توسط فریماه

<-PostData->

شايد كه عمل كنيم:

  تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست

  براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

  تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.

  ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

  مثال بعدي سويس است.

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).

  افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

  نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

  پس تفاوت در چيست؟

  تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

  وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

  1.           اخلاق به عنوان اصل پايه

2.           وحدت

3.           مسئوليت پذيري

4.           احترام به قانون و مقررات

5.           احترام به حقوق شهروندان ديگر

6.           عشق به كار

7.           تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده

8.           ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

9.           نظم‌پذيري

 

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

  ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.

 ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
 

ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

 

+ ¤ نوشته شده در ساعت 10:27 توسط فریماه

<-PostData->

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 

فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است. از کنارت که رد می شوند، می فهمی؟
اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند ، حس می کنی؟
راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟ دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟
 می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را.
خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند.
می آیند و توی دستشان دعای
مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی . مبادا در دلت را بسته باشی.
مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را
چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش.
فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند.
خدا آن سوتر منتظر است. مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند

+ ¤ نوشته شده در ساعت 16:36 توسط فریماه

<-PostData->

+ ¤ نوشته شده در ساعت 16:32 توسط فریماه

<-PostData->

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 

شاید این بزرگترین احترام خداوند به انسان باشد که هیچکس را یکسان و شبیه دیگری خلق نکرده است. تمامی انسانها منحصر به فرد هستند.

پس هر یک از ما در زندگی مسئولیت های منحصر به فردی هم خواهیم داشت. در حقیقت هر انسان قطعه پازلی منحصر به فرد است.


قطعه ای که تنها برای رسیدن به جایگاه قطعی خود میتواند تلاش کند و اگر این قطعات با هم مقایسه کنیم در حقیقت نوعی مسموم شدن است.

پس یادمان باشد که هر یک از ما در این دنیای خاکی یکتا هستیم و بی نظیر و توانایی ها و استعدادهای خاص خویش را دارا هستیم که در نوع خود بدون رقیب و ارزشمند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ ¤ نوشته شده در ساعت 16:28 توسط فریماه

<-PostData->

 

 پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى به عمران فرمودند: اى موسى ! براستى كه اگر آسمانها و ساكنان آن كه نزد من هستند و زمينهاى هفتگانه را در يك كفه گذاشته و ((لا اله الا الله )) (2) را در كفه ديگرى بگذارند. ((لا اله الا الله )) سنگينتر از آنها خواهد بود.

+ ¤ نوشته شده در ساعت 15:22 توسط فریماه

<-PostData->

 

وقتي يه بار از یه دوست ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت
زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده

+ ¤ نوشته شده در ساعت 10:26 توسط فریماه

<-PostData->

1) اگر دعا بر زبانش بگذرد و توفيق يابد كه دست انبات به درگاه حضرت غزّت بردارد و دعا كند بايد در اول يا در آخر دعا «يا سَميع يا بَصير» بگويد البته دعاي او به اجابت مقرون گرداند.

 
 2) براي استجابت دعا قبل از اذان صبح يا بعد از نماز نافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر «يا سميع» خوانده شود. تعداد کبير اين ذکر 180 و تعداد وسيط آن 18 و تعداد صغير آن 9 مي‌باشد.
 
3) و اگر كس اين اسم مبارك «يا سميع» را روز پنجشنبه بعد از نماز 500 بار بخواند هر دعا و حاجتي كه خواهد روا گردد. و اگر قاري به اين قيام كند مستجاب الدوة گردد. و هر روز به طريق اوراد چهارصد و دو نوبت بخواند «يا سَميعُ يا بَصير» هرگز به هيچ چيز محتاج نشود و رسوا نگردد و دعاهاي او مستجاب شود و صفاي باطن او را حاصل گردد.

+ ¤ نوشته شده در ساعت 10:5 توسط فریماه

<-PostData->

دوباره پنجره را باز کن و ببين که چگونه بهار دست در دست طراوت و تازگي رسيدنش را با آشناي ديرينش زمستان مژده مي دهد و او سلانه سلانه بار سفر مي بندد و مي رود . او مي رود و چه زيباست که ما نيز با رفتنش قنديل هاي کرختي و خستگي را با شادابي و طراوت در هم شکنيم و با بهار کنار سفره ي چند سين سادگي و سعادت و ساده دلي بنشينيم و به شادباش و شکرانه ي آمدن بهار، اين طراوت و صميميت را به ديگر قلب هاي عاشق هديه نماييم و با باز کردن دريچه ي دل به شادابي و مهرباني بهاري شويم

 

): گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد

 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت / هر که با ما بود از ما مي گريخت / چند روزي هست حالم ديدنيست / حال من از اين و آن پرسيدنيست / گاه بر روي زمين زل مي زنم / گاه بر حافظ تفاءل مي زنم / حافظ ديوانه فالم را گرفت / يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

 

 

 

امد از عشق دلم دم زد و رفت خانه را يكسره بر هم زد و رفت ، گفتمش باز كجا من چه كنم ، بي وفا يك مژه بر هم زد و رفت

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

 

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

 

+ ¤ نوشته شده در ساعت 10:0 توسط فریماه

<-PostData->

 

بزرگترين ثروت:جواني...........بزرگترين خاطره:اشنايي..........بزرگترين تجربه:عشق.............بزرگترين ارزو:وصال...............بزرگترين نعمت:خوشبختي.....................بزرگترين غم بي وفايي................بزرگترين درد جدايي................بزرگترين اندوه :مرگ.............بزرگترين بلا :نااميدي سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي

 ********************************************

آموخته ام که : وقتي با کسي روبه رو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما دارد. آموخته ام که: لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد. آموخته ام که: باد با چري خاموش کاري ندارد. آموخته ام که : به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست. آموخته ام که: خوشبختي جُستن آن است نه پيدا کردن آن.

 ********************************************

): كيست كه ساغر محبت از دست تو نوش كرد و حلقه بندگي ديگري در گوش كرد؟! كدامين نرگس، پاي نياز در چشمه تو شست و چشم شيفتگي به تو ندوخت؟

*******************************************

دخترم,گوهرمن ! گوهرم,دخترمن! تو که تک گوهر دنياي مني دل به لبخند)حرامي)مسپار (دزد)را(دوست)مخوان چشم اميدبرابليس مدار

*********************************************

در نبرد بين روزهاي سخت و انسان هاي سخت . اين انسانهاي سخت هستند که باقي ميمانند ..... نه روزهاي سخت

**********************************************

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيباي هاي وجودت زيبا خطا